اگر قرار بود یک برند جهانی برای همبستگی مردمی در شرایط بحرانی طراحی شود، قطعاً باید اسمش را برند ایرانی میگذاشتند! البته با شعار ساخت ایران، با عشق ایرانی! برندی که همتا ندارد جوان آنلاین: اتحاد مردم در لحظات سخت، مثل کمک به زلزلهزدهها یا سیلزدهها و شرایط جنگ که شاید به قیمت جان آنها تمام شود نشان میدهد؛ معنایش عمیقتر از این حرفهاست و قطعاً عقبهای دارد.
اتحاد و انسجامی که مثال آن در هیچ جای دنیا پیدا نمیشود. باید اعتراف کرد؛ در مقایسه با دیگر کشورها حس همبستگی ایرانی، واقعاً بینظیر است و مانند یک نخِ نامرئی ایرانیها را به هم گره زده است. آن هم نه فقط داخل کشور ایران بلکه هر زمان در هر جای دنیا که نیاز به کمکهای نقدی و غیرنقدی باشد، حضور فیزیکی و معنوی در کنار آسیبدیدگان را شاهد هستیم. این فقط یک کمک ساده نیست بلکه تجلی یک فرهنگِ غنی است؛ فرهنگی که قرنهاست در دلِ این سرزمین تپیده و از نسلی به نسلِ دیگر منتقل شده و میشود.
این حضور که شاید به قیمت جان آدمها تمام شود ریشهدار است و حتماً ریشه آن در خانواده و بعد در جامعه است که شکل میگیرد. این معجزه همبستگی سرچشمهاش در «خانواده» است، همان نهاد مقدس و کوچک که هسته اصلی جامعه را تشکیل میدهد. در خانوادههای ایرانی از همان دوران کودکی، ارزشهایی، چون ایثار، گذشت، فداکاری و کمک به دیگران آموزش داده میشود. این آموزشها، نه فقط در قالب حرف، بلکه در رفتار پدرومادر، در رفتار پدربزرگ و مادربزرگ و در قصههایی که برای بچهها تعریف میشود، نهادینه میشود.
یادتان هست مادربزرگها چطور از میهماننوازی ایرانی میگفتند یا چطور وقتی کسی مشکلی داشت، همسایهها صف میکشیدند تا کمک کنند؟ اینها همان بذرهای کوچکی هستند که در باغچه خانه کاشته شدهاند و در نهایت، به درخت تنومند جامعه ما تبدیل میشوند.
حال تربیت دینی و اسلامی، در کنار فرهنگ کهن ایرانی، این ارزشها را تقویت کرده و به آنها عمق بخشیده است. مفاهیمی، چون همسایه، حق همسایه را دارد یا دست خدا به همراه جماعت است، فقط شعار نیستند، بلکه دستورالعملهایی عملی هستند که در زندگی روزمره خانوادههای ایرانی نمود پیدا میکنند.
وقتی این ارزشهای خانوادگی، در بستر جامعه قرار میگیرند، شکوفا میشوند و منظرهای زیبا میآفرینند، میبینیم در بلایای طبیعی، مردم ایران، بدون توجه به قومیت، نژاد، یا دین، به یاری هم میشتابند. این سرمایه اجتماعی ارزشمند، تنها از درون جامعه و با تکیه بر همان تربیت صحیح خانوادگی شکل میگیرد. دشمنان این سرزمین، خوب میدانند؛ اگر بخواهند انسجام ما را خدشهدار کنند، باید از درون شروع کنند. باید سعی کنند پایههای خانواده را سست کنند و ارزشهای اصیل ما را کمرنگ سازند. اما تا زمانی که خانوادههای ما، قلب تپنده این انسجام باقی بمانند این پیوند عمیق، همچنان پابرجا خواهد بود.
گاهی با خودمان فکر میکنیم، اگر قرار بود یک برند جهانی برای همبستگی مردمی در شرایط بحرانی طراحی شود، قطعاً باید اسمش را برند ایرانی میگذاشتند! البته با شعار ساخت ایران، با عشق ایرانی! برندی که همتا ندارد.
وظیفه ما، به عنوان کسانی که این میراث ارزشمند را به ارث بردهایم، این است که از آن پاسداری کنیم. باید این ارزشها را در خانوادههای خود زنده نگهداریم، به نسلهای بعد منتقل کنیم و اجازه ندهیم عوامل بیرونی یا درونی این پیوند مقدس را خدشهدار کنند. باید در مورد اهمیت ایثار، گذشت، اتحاد و همبستگی بیشتر صحبت کنیم، آن را در قالب داستانها، فیلمها و برنامههای فرهنگی به تصویر بکشیم و بدانیم این فقط یک فرهنگ نیست، بلکه شناسنامه هویت ملی ماست. اهمیت این موضوع همین بس که این انسجام با حضور پررنگ خانواده در خیابان و میادین در شبهای تهران و دیگر شهرها، خاری در چشم دشمنان شده است. دشمنی که در خیالش ابرقدرت است و خواب و نقشه او را نقش بر آب کرده است.